|
اسطوره تفسیری است از جهان بر مبنای فرهنگ و معتقدات ملی و دینی جامعه،تفسیری كه اشكال مختلف می پذیرد ولی گوهر آن ثابت باقی می ماند.مهرداد بهار بنیان اساسی وجود اساطیر را وجود تضاد و نابرابری می داند،خواه در جهان خدایان وخواه در جهان انسانها، نبرد خدای باروری،ایندره، با خدای خشكی در اساطیر هند،نبرد زئوس با تیتانها در اساطیر یونان و یا نبرد هرمزد با اهریمن دراساطیر ایرانی و از سو ئی دیگر نبرد پهلوانها در اساطیرِ نمونه هائی است ازین كشاكش دائمی میان خیر و شر. اساطیر و مناسك اسطوره ای-آئینی نشانی است از روح جمعی جامعه و بازتابی است از وجدان ناخوداگاه اجتماعی.روانشناس سوئیسی، یونگ، معتقد بود ناخوداگاه اجتماعی همان نقش و كاركردی را در اجتماع ایفا می كند كه ناخودآگاه در فرد آدمی
|